تبلیغات
پاییز وارونه

پاییز وارونه
 

توفیدن باد بود

که بر صحرایی


تنی از تو

که می‌گسست

و تنی

که جمع می‌آمد

به هر جنون شبانه


چه قله‌ها که بر آسمان افراشته شد

چه سیلاب‌ها از شن که بر زمین شکست


[ دوشنبه 19 شهریور 1397 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]

که می‌داند باد

چون حلقه می‌کند انگشتان بی‌رنگ لاغر 

بر لیوان خشک

از تشنگی‌ست؟



کسی آیا

سرفه‌ی بی‌گلوگاه باد را

هنگام که دهان دانه‌های شن می‌جود شنیده؟



آتش و باد

سایه‌ها بر زمان

تن به هم می‌سایند

بی‌خستگی



ای باد!

ای تویی که تنها برهنه!


[ شنبه 17 شهریور 1397 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
ابر برچسب ها