تبلیغات
پاییز وارونه

پاییز وارونه
 
از من نپرس
این چیست و آن چیست
نپرس
قلبت کجاست
مغزت چرا
چون ریسمانی به هم پیچیده است

تنها
در آغوشم بگیر
تا خیال کنم
خطوط درهم و رنگارنگ
بال های یک پروانه ام

[ دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
هربار می بینمت
یادم می آوری
شاعرم
[ یکشنبه 29 اردیبهشت 1392 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
چرا آن بالایی هنوز؟

من که آسمان را بدنام کردم
همه جا از رسوایی پرواز گفتم
به فوج فوج پرنده ها توپیدم

چرا آن بالایی هنوز
و بال هایت را گشوده ای
به این زیبایی؟
[ شنبه 28 اردیبهشت 1392 ] [ 11:30 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
دل باختم به آسمان
به ستاره ها به سحابی ها به کهکشان

به خیابان های طولانی و گام های کوتاه
به فرداهای نیامده
سال های رفته

به هرچه دور بود و نامطمئن

دل باختم به زندگی
[ سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 ] [ 04:54 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
تو حرف می زنی
به زبان برگ و درخت
می خندی
به آواز شبانه ی ستاره ها
و من این نزدیک 
دور از تو
میان هراس تلاقی جاده و جنگلم
نگران نقاب سیاه و سمی آسمان هستم

چقدر
راه من دور و
صدای تو نزدیک است
[ سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 ] [ 03:45 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
به دنبال زبانی می گردم
که همسایه ی طبقه ی بالا نداند
رفتگر محله مان سرش نشود
بغال سر کوچه
یا آن پلیس سر چهارراه نفهمد
زبانی که
از سکوت با وسواس تر
و از فریاد بی پرواتر باشد

همانی که فقط تو بشناسی
و با آن تنها
صدایت بزنم

[ شنبه 21 اردیبهشت 1392 ] [ 11:32 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
به سبکی یک بالنم
در آسمان

حالا دیگر
شهر کوچک شده
خانه ای که در آن محبوس بودم
خیابان هایی که در هم گره می خوردند
و اتاق تو
آن پنجره ی پرده پوش
که هیچ کجا نبود

به سبکی یک بالنم
در آسمان

حالا دیگر
مرغان مهاجری که
دلتنگی ام را به دریا می ریختند
به جانم افتاده اند

[ شنبه 21 اردیبهشت 1392 ] [ 03:16 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
زمان را نگه داشتم
به کمک شعر

گفتم شاید
نرفته باشی هنوز
جایی همین حوالی
مخفی باشی
مثلا پشت واژه ی عشق
اندکی قبل از عبارت خداحافظ
کمی دورتر از سطرهای خاطره
جایی میان نقطه چین ...

چشم هایم را بستم
باز کردم
ورق هایم را باد برده بود

[ شنبه 21 اردیبهشت 1392 ] [ 01:59 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
یک بار
پای تنگی که شکست
گریستم
کافی بود
به من دریا را
هدیه دادی
با تمام نهنگ های مرده اش

[ شنبه 21 اردیبهشت 1392 ] [ 01:47 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
یک ماهی سپید
در آسمانی به این سیاهی چه می کند؟!
برای چه پولک های نقره اش را
به شاخه ها می ساید
به تیرهای برق
به پنجره ها نرده ها دیوارها؟!

کسی
توری بیاورد
و یک نردبان
برای گرفتن و
انداختن ماهی به ماه

[ شنبه 21 اردیبهشت 1392 ] [ 01:17 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

نویسندگان
ابر برچسب ها