پاییز وارونه
 
آینه
دوست دروغ گوی من !
با چشم های سیاه
لبخند ساده
و موهای آشفته

ممنون که گذاشتی
انسانی واقعی باشم
میان جهانی واقعی


[ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 03:14 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
اگر می توانستم
اتاقی می ساختم
کوچک
بر تپه ای بلند

با پنجره های باز
چشم در چشم
دشت ها
دریاها
مرزهای
ناپیدای زمین

و پرده هایی سفید
رقصان در باد

آن گاه
دلتنگی ام را
خواب می کردم
در را برای همیشه
می بستم
و با چشم های خیس
از تپه پایین می دویدم

[ چهارشنبه 11 بهمن 1391 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
چشم هات را  می شویم
با آب رودخانه

اشک هات
سیاه اند و سرد

معلوم نیست
از کدام شب برگشته ای

[ چهارشنبه 11 بهمن 1391 ] [ 02:09 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
نام دیگر من
زمین است
دور افتاده
در کهکشانی از کهکشان ها
خیال انگیز
چون پرواز یک پروانه

چه کسی
خواب می بیند من را
میان یک کابوس

[ چهارشنبه 11 بهمن 1391 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
شعر شبیه
دلتنگی های آدم است
امیدواری هایش
شادی های کوچک و
اندوه های بزرگ اش

شعر شکل
علامت سوالی ست
از پرسش های بی جواب

برای من ولی شعر
برکه ای بود
آرام و تاریک
و من مسافری
بدون صورت
با دست های بی خط
و کتی که
رنگ نداشت

من آن روز
به برکه رسیدم
و با احتیاط
سنگی پرتاب کردم

آب تیره
موج برداشت

شبیه شعرهایم شدم





[ سه شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 02:02 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
من بیشتر از
خودم بودم
بزرگ تر از
دهان خودم

تکه
تکه
کندم
و به آدم ها
تعارف کردم
دوست و
غریبه

درد داشت
درد داشت
ولی تمام نشدم
و زخم ها
ماند


[ شنبه 7 بهمن 1391 ] [ 01:26 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
دوست ندارم
اتاق آخر باشی
زنگ آخری که می زنم
زن آخری که در را باز می کند
و من به دروغ می گویم
نه از روی ناچاری

دوست دارم
دوستانم را
زن زیبایم را
همه را
بعد از ظهری
به ملاقاتی کاری
دست به سر کنم
و پنهانی
به سراغت بیایم
شعرم
معشوق غمگین من


[ شنبه 7 بهمن 1391 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
به من آرامشی بده
که آبی دریا نداده
خنده ای که
غنچه های سرخ رز
از من دریغ کرده اند
پروازی
نه در سپیدی سنگین برف

روزی می خواستم
نقاش بزرگی باشم
ولی حالا
تو
فقط
رنگ هایم را پس بگیر

[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 02:08 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
آینه
تیره نمی شود
اگر فراموش ش کنی

ته کیف ات هم
مانده باشد
ماه ها ،
درش که بیاوری
باز هم برایت
آینه است

ولی من نه


[ پنجشنبه 5 بهمن 1391 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
چه کودکانه
با هم
بازی می کردیم

کیو کیو
بنگ بنگ ...

نمی دانستیم
تفنگ ِدر دستمان
واقعی است

[ پنجشنبه 5 بهمن 1391 ] [ 07:35 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
ابر برچسب ها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو