پاییز وارونه
 
جنگ آمد پیشم
گفت برایم شعری بگو
جت های جنگی ام را ستایش کن
موشک های دور-بُردم را
رادارهای هوشمندم  
گفت به دور مین های پیشرفته ام بچرخ
هلهله کن
.
.
ساکت ماندم
.
.
گفت اصلا 
من را در شعرت بکوب
از کراهت تاول هایم بگو
از تعفن جسد هایم
از قیمت هر سگ نظامی ژِرمنم
که از جان همه ی شما گران تر است
گفت به صورتم تف بیانداز
.
.
ساکت ماندم
.
.
خواباند زیر گوشم
انگشتانم را  فشار داد
ناسزا گفت
تحقیرم کرد
.
.
.
کمی بعد
من مرده بودم
و جنگ 
تا نیمه های شب نوشید
و در تاریکی گریخت
 
 
     به کودکان بیمار فلوجه
[ چهارشنبه 3 آبان 1391 ] [ 01:32 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
ابر برچسب ها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic