تبلیغات
پاییز وارونه

پاییز وارونه
 

که می‌داند باد

چون حلقه می‌کند انگشتان بی‌رنگ لاغر 

بر لیوان خشک

از تشنگی‌ست؟



کسی آیا

سرفه‌ی بی‌گلوگاه باد را

هنگام که دهان دانه‌های شن می‌جود شنیده؟



آتش و باد

سایه‌ها بر زمان

تن به هم می‌سایند

بی‌خستگی



ای باد!

ای تویی که تنها برهنه!


[ شنبه 17 شهریور 1397 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]

خیره‌
به سطح شفاف زمان


بر آن مردمان را دیدم

سبک‌بار، فراموشکار می لغزیدند

خورشید را دیدم

بی‌مقصدی در ارابه‌ی آتشین‌اش می‌تاخت

و سنگ

ناهشیار، در خلسه‌ای ابدی می‌غلتید


من

خیره به سطح شفاف و نازک زمان

فرو می‌رفتم



[ جمعه 11 خرداد 1397 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]

شبی با تارهای بی‌پایان آسمان

نغمه‌ای نواختم


ستارگان

زیر گنبدهای نقره‌ای خواب

بر خود لرزیدند

باد

که در زهدان شب آرمیده بود

از لای برگ‌های کبود

صفیری کوتاه کشید

و بر پیشانی ساعت

خطی از اندیشه گذشت


نغمه‌ی بی‌پایان من

آن سرود همه گوش‌ها

مگر سرود فراموشی بود

که این‌چنین

از دستانم برخاست

آغوش گشود

و دیگر بازنگشت


[ چهارشنبه 9 خرداد 1397 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]

رازت را

تنها به فصل‌ها می‌گویی


زمستان صبور

سکوتت را معنا می‌کند

و پاییز خیال‌پرداز

پریشان گویی‌ات


چون پیر ِدر سماع

می‌چرخی و می‌چرخی بر مدار چهار

و هر بار

جوان بر می‌آیی


ریشه‌هامان گره کرده در هم است

خاک بر سینه‌ی هردومان پاشیده

تو اما چطور ...؟


رازت را

تنها به فصل‌ها می‌گویی



[ سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 ] [ 01:37 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
خورشید
در آینه نگریست
و جهان
تاریک شد

چه کسی
اسم مرا صدا زد؟

[ یکشنبه 26 دی 1395 ] [ 04:58 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
.
کاش با واژه‌ها
آن‌سان بودم
که باد در پاییز
با انبوه برگ‌ها

کاش با واژه‌ها
آن‌سان بودم
که باد در بهار
با انبوه شکوفه‌ها
[ یکشنبه 21 آذر 1395 ] [ 05:10 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
.
ماشینی آن‌جا
زیر سایه‌ی درخت

ایستاده یا نشسته؟
سنگین یا خالی؟
کسل یا بی‌‌خیال؟ 

[ شنبه 30 مرداد 1395 ] [ 05:12 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
اگر ابرها
نقشه‌ی من بودند
سلحشوری بودم
شوریده
در جست و جویی دور

خطاب من
به باد نیست
به برآمدن آفتاب نیست
به دریا نیست

من زبان بر دهان
واژه‌ها نهاده‌ام

[ یکشنبه 27 تیر 1395 ] [ 03:48 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
اینجا
شعری نیست

تنها
سبدی خالی‌ست
بر پشت دوچرخه‌ای
در مسیر کار
در مسیر خرید
در مسیر یک قرار

سبد خالی
خیابان را دیده
رسوب هوا را چشیده
تکیه داده شده بر درخت

اینجا 
شاعری نیست
تنها
سبدی خالی ست
در انتظار خالی شدن

[ یکشنبه 27 تیر 1395 ] [ 03:22 ق.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
شعرهای کوچک را دوست ندارم

تنها شاعرانی
در اتاق‌های تنگ
با پنجره‌هایی خیره به پنجره‌ها
شعری می‌سرایند
از دروازه‌های دوردست خورشید


شعرهای ناچیز را دوست ندارم

مرگ‌های ناچیز
تولدهای ناچیز به بار می‌آورد
و سروده‌های بی‌جان
در دهان سربازان
به فتحی حقیرانه منجر می‌شود


شعرهای کوچک را شعرهای ناچیز را دوست ندارم

شعرهایی که
تنها دوست ندارم را بلدند

[ یکشنبه 20 تیر 1395 ] [ 07:57 ب.ظ ] [ احسان موحد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

تعداد کل صفحات : 25 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

نویسندگان
ابر برچسب ها